گذری بر پدیده پیامک هایی با محوریت دکتر شریعتی
در گذشته این نوع پیامک ها در قالبی دیگر همچون جملاتی از؛ زرتشت، کورش و داریوش رد و بدل می شد،اغلب این جملات انتساب درستی به شخصیت ها نداشتند و مربوط به افراد دیگری بودند.ساخت و ارسال چنین طنزها و لودگی هایی نشانه درست اعتراض نیست، بلکه به فرهنگ عمومی جامعه لطمه می رساند. کسی نميداند اولین پیامکها از کجا آمدند. شاید همه چیز با شبکههاي اجتماعی و وبلاگ ها شروع و به گوشیهاي همراه منتقل شده باشد.خیلیها آن را کار نسل سومیها و مصداق اسطورهزدایی از شخصیتها یا حتی اسطورهستیزی دانستند، ميگویند انتقامی است که این نسل با همه خواستها و ویژگیهاي خودش کم کم از نسلهاي قبل میگیرد؛ آن هم بدون اینکه پای هیچ نیت عامدانه یا کینه توزی شخصی درکار باشد، ميگویند همه چیز مثل یک شوخی ساده است. برخی آن را نه یک شوخی ساده که مصداق توهین دانستند و تمسخری این چنینی را برنامهریزی شده با هدف تخریب شخصیت و کمرنگ ساختن تاثیر اجتماعی سیاسی علی شریعتی در بین چندین نسل قلمداد کردند.
دکترصادق زیبا کلام استاد دانشگاه تهران درباره ترویج پیامک های تخریبی علیه دکتر شریعتی می گوید:«اگر بخواهیم بگوییم پیامک های تخریب از سوی مخالفان مرحوم دکتر شریعتی صورت می گیرد باید این مخالفان را به چند گروه تقسیم کرد. البته لزوماً نمی توان گفت که این افراد پیامک ها را منتشر می کنند.اما بهتر است این مساله بررسی شود که اساساً چه کسانی با شریعتی مخالفت دارند...به هر حال کسانی که مخالف انقلاب اسلامی هستند یعنی چه کسانی که از اول مخالف بودند یا افرادی که بعدا مخالف انقلاب اسلامی شدند مرحوم شریعتی را برای به وجود آمدن انقلاب اسلامی مقصر می دانند و معتقدند ایشان در پیدایش این انقلاب نقش و تاثیر داشته است.»
عده ای ميگویند کار از آنجا خراب شد که افرادی که علاقه افراطی به دکتر شریعتی دارند، سخنان نغز، جملات شیرین و مطایبههاي پند آموزی را بدون سند و مدرک به دکتر شریعتی منتسب کردند واین طرف وآن طرف نشر دادند! این سخنان، گاه جالب اما کم محتوا کم کم فضا را به سمت هجو و تمسخر پیش برد عدهاي هم که مترصد بودند دست به کار شدند و بازار تمسخر یا جوک داغ شد.دریک جستوجوی ساده گوگلی به لینکهاي سایتها و وبلاگهایی برخورد میکنید که نوشتههایی را با مضامین «جوک دکترعلی شریعتی» باز نشر دادهاند.دریک شبکه اجتماعی معروف ، چند صفحه و گروه با عنوانهایی چون طنز و جوک دکترعلی شریعتی ساخته شده است.
یک نسل سومی می گوید:«جوکهاي دکتر شریعتی میگذاریم، میگویید به بزرگان بیاحترامی نکنید! جوکهاي غضنفر را میگذاریم، میگویید به قومهاي کشور توهین ميکنید. جاستین بیبر را مسخره ميکنیم، ميگویید حسودی میکنید ...! پس خودتان بگویید ما چه کار کنیم؟» دیگری مينویسد: «گیر بیخود ندهید جوکهایی با محتوای شریعتی الان مد شده هر بار چیزی مد ميشود و طرفدار پیدا کند بلافاصله در اینترنت پخش ميشود و در شبکههاي اجتماعی صفحه و گروه پیدا میکند. خب شریعتی زیاد حرف زده است درباره همه چیز و همهکس، حرفهای خوبی هم زده است. حالا چه اشکال دارد اگر برخی حرفهایش دستمایه جوک قرار گیرد؟»
واقعیت آن است که عدهای در طنزپردازی ید طولایی دارند و آن را از نان شب واجبتر میدانند، مدتی به قوم لر و ترک میپردازند و روزگاری اصفهانی و شیرازی و...!در هر حال هجوم وسیع در مورد دکتر شریعتی و اینکه نام این بزرگوار دستمایه لطیفههای بیمایه و بیمحتوا قرار گرفته، نگرانکننده است و از دو حالت خارج نیست. یا اینکه پشت پرده این کار فکر و اندیشهای وجود دارد و ستاد فرماندهی تشکیل شده و جوک میسازد و پیامک میدهد و دراین میان اکثریت هم با غفلت و مسامحه دنبالهرو این جریان شدهاند یا اینکه بدون هیچ پیشینه فکری و به دنبال یک مزاح فردی این حرکت آغاز شده و ادامه یافته است؛ درصورتی که فرضیه اول درست باشد جای تاسف و حساسیت بیشتری وجود دارد و در غیر این صورت توجه به فرهنگ عمومی ضرورت خود را نشان میدهد.
دکتر سوسن شریعتی فرزند دکتر شریعتی در این باره می گوید:« او از نادر روشنفكران (به قول برخي، خطيب، سخنران و ...) اين مرز و بوم است كه هنوز كه هنوز است به آرشيو نپيوسته و هيچ گونه اجماعي بر سرش نيست. دفاعي هم اگر باشد نسبي است، نقدها هم در شكل منصفانهاش هميشه يك اما به پيوست دارد... شريعتي چه اسطوره باشد و اين پيامكها به قصد شكستنش ارسال ميشود، چه دستهاي پنهان دستاندركار توطئهاي به قصد تخريب آدم محبوب و معتبري باشند، هر دو مبارك است...شريعتي در اين ميان، اگر اسطوره نباشد كه خب با اين طنزها نميشكند و اگر هم اسطوره باشد كه با اين توطئهها اسطوره را نميشود، سرنگون كرد. بگذاريد حالشان را بكنند: نسل جوان باشد يا دستهاي پنهان.»
هر چه هست در عصر اطلاعات عده ای در تلاشند تا با بهره مندی از انواع فناوری ها اخلاقیات را به نفع خودشان رنگ و لعابی جدید بدهند.اینان می خواهند اوضاع فرهنگی و اجتماعی و چه بسا سیاسی جامعه را به نفع خود جهت بدهند.و در این راه از توهین و افتراء و هزینه کردن از آبروی فرهیختگان و ناموران ابایی ندارند.به زعم آنان هدف وسیله را توجیه می کند.پیامک های اینچنینی وسیله ای برای همان هدف تخریبی ذکر شده دراین مقال است.خدا کند عقلای جامعه با تنویر افکار عمومی و بیان عیوب ظهور و گسترش این پیامک ها کاری در جهت تقابل با این معضل انجام دهند.
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۸ ب.ظ توسط شبیر دائمی
|
سلام