استعفای عاطفی چیست؟

استعفا یکی ازنقطه‌های عجیب درزندگی شغلی هر انسان است لحظه‌ای که تمام تلاش وساخته‌ها وخاطره‌ها رادریک اتاق رها میکنی،کیفت را برمیداری و از ساختمانی بیرون می‌آیی که هفته‌ها،ماهها و سالها،بهترین بخش روزت را در آنجا گذرانده‌ای.اما امروزه در کنار «استعفای قانونی»که با نامه نگاری و تسویه حساب‌ و غیره همراه است،شکل دیگری از استعفا پدید آمده که به آن «استعفای عاطفی»میگویند. در تعریف استعفای عاطفی چنین بیان می‌شود که فرد همچنان کارمند اداره یا شرکت به حساب می‌آید اما خودش دیگر هیچ انگیزه‌ای برای کار کردن ندارد.چنین فردی هر روز کیفش را بر می‌دارد و میرود پشت میزش مینشیند بدون اینکه پیشرفت و یا پسرفت سازمانش برایش مهم باشد. .اگر دور و بر خود را نگاه کنید کارکنان زیادی را می‌بینید که از کار خود راضی نیستند اما گزینه دیگری هم ندارند ماههاست استعفای عاطفی داده‌اند اما هنوز در محل کار حاضر میشوند.

گزارش برگزاری سومين كنفرانس بين المللی روابط عمومی ايران ۲۵ و ۲۶ آبان ماه ۱۳۸۵

گزارش برگزاری سومين كنفرانس بين المللی روابط عمومی ايران ۲۵ و ۲۶ آبان ماه ۱۳۸۵

چهارمین كنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران ۲۴ و ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۶

چهارمین كنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران ۲۴ و ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۶

توهم دانش در عصر شبکه های اجتماعی

تا چند دهه پیش خبری از اینترنت و فضای مجازی نبود ولی الان پای ثابت همه زندگی هاست. در هر خانه ای حداقل چند  وسیله متصل به اینترنت می توان پیدا کرد و عضویت در شبکه های اجتماعی به صورت یک عادت پس از خریدن موبایل درآمده و شبکه های اجتماعی  به منبع اصلی اخبار مخاطبان تبدیل شده اند .
فضاي مجازي، دست آوردي شگرف است كه مي توان با استفاده از آن به بسياري از نيازهاي جامعه پاسخ داد به شرط آنكه شيوه درست استفاده كردن از آن را بلد باشيم.  آشنا نبودن خيلي ها با اين فضا و ضعف فرهنگ استفاده از آن موجب بروز برخي رفتارهاي ناپسند و ناهنجار شده و زمينه را براي شيوع و بروز انواع و اقسام اين رفتارها فراهم كرده است. ما الان در روزگاری زندگی می کنیم که فضای مجازی و رسانه های اجتماعی غرور و اعتماد به نفس کاذب در افراد ایجاد می کند و نسلی از شبه خردمندان را به وجود آورده است که در تمام زمینه ها اظهار نظر می کنند و خود را دانای کل می پندارند بی آن که تخصص چندانی داشته باشند. احتمالا شما هم با این مورد در مهمانی ها مواجه شده اید که وقتی صحبت از سیاست می شود همه صاحب نظر هستند ، یا زمانی که از اقتصاد صحبت می شود عده ای کارشناس اقتصاد شده و نظریات نابی ارائه می دهند، در همان زمان اگر در مورد نحوه بازی یک تیم ورزشی باشد همه به عنوان متخصصین علم ورزش از اشتباهات مربیان و داوران می گویند .
حجم زیاد و سرعت بالای انتقال اطلاعات در فضای مجازی باعث می شود که حاضرین در این فضا متاسفانه چیزهای کمی در مورد جهان پیرامون خود و اتفاقات واقعی آن می دانند وتمام اطلاعات آن ها مبتنی بر مطالب ارائه شده در شبکه های اجتماعی است و  با ساده انگاری تصور می کنند بسیار می دانند تا جایی که ما شاهد ظهور نسلی از شبه دانشمندان به وسعت اقیانوس اما به عمق یک بند انگشت هستیم. این حجم از اطلاعات درست و غلط گاهی باعث می شود حتی دانایان هم به خاطر ظاهر مطلب فریب  بخورند و قدرت تشخیص درست از نادرست را از دست بدهند و در حوزه غیر تخصصی شان گرفتار توهم شوند و به همین دلیل است که خطر  توهم دانش این روزها بسیار جدی شده است و هرکس می تواند با آسمان ریسمان بافتن وتحریف واقعیت ادعای دانایی کند و کمتر کسی هم در صدد تحقیق بر می آید تا انطباق یا عدم انطباق مطالب ارائه شده با واقعیت را بسنجد .
توهم دانش دو سطح دارد. سطح اول حالتی است که ما مطمئن هستیم آنچه خوانده ایم یا دیده ایم ۱۰۰ درصد درست است. اما در سطح دوم که خطر آن بیشتر است ما فکر می کنیم خیلی بیشتر از چیزی را که یاد گرفته ایم بلد هستیم.یعنی در تخمین دانش و مهارت خود درباره یک موضوع هم دچار اشتباه می شویم.
مقصر اصلی توهم دانش ما هستیم که در انتخاب منبع درست یادگیری اشتباه می کنیم و باید با  کنترل ورودیهای ذهنمان دست به انتخاب های بهتری بزنیم  و دقت کنیم که وجود هر کانال آموزشی یا مطلب و خبر در تلگرام یا اینستاگرام و ....... دلیلی برای درستی آن نیست.
برای تغییر این وضعیت، به عزم عمومی نیاز هست اما خبری از این عزم نیست، چرا که به نظر می رسد بیشترِ آن‌هایی که باید اراده کنند متاسفانه خودشان هم دچار توهم دانش شده اند .